قهرمان ميرزا عين السلطنه
3250
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كيشوت » كه خوبترين و بامزهترين رمانهاى عالم است با سفرنامهء مسيو وامبرى ( فودرويش « 1 » ) پرفسور معروف هنگرى كه به ايران و تركستان و افغانستان به لباس درويشى سفر كرده و سرگذشت بامزهاى دارد . ديگرى رمان « ايوانهو » هر سه زبان انگليسى است و من يك دفعه مدتها قبل خوانده ، [ بودم ] و حالا براى رفع بيكارى باز خواستم مرور شود . يك جلد كتاب طباخى فرنگى و ايرانى تأليف مؤدب الدوله مسيو ريشار خان كه اگر ملزوماتش فراهم شود غذائى تدارك كنيم . يخبستن آبها تمام آبها حتى رود بزرگ شاهرود يخ بسته و به يك زحمت تهيه آب بايد كرد . قلعه خيلى به اين واسطه تلخ مىگذرد . من نمىدانم اين همه خرج كردند چرا يك آبانبار كه از لوازم حصار و قلعه است درست نكردند . ما جز تابستان فصل ديگر آن هم اگر سيل نيايد آب جارى نداريم . خدا بخواهد بايد حتما و حكما آبانبارى بنا كرد . نامهء ملكآرا شاهزاده ملكآرا چند ورق كاغذ را پشت و رو سياه كرده بودند كه تمام آن مهملات بود . همينقدر چيزى از آن فهميده مىشد كه اوضاع مملكت بسياربسيار شلوغ است و در طهران هم به واسطهء موقوفى اسم شب كليهء دزدان و راهزنان شبها در خانهها متصل مشغول دزدى و يغماگرى هستند . در اميريه نايب السلطنه كامران ميرزا رفته و قزاق روس مستحفظ آنجا را از پا مجروح نمودهاند . عميد الدوله از عراق عزل و حاكم ملاير شده ، ملايريها تلگرافا او را نخواستهاند . شريكه متصل سيگار مىكشد و دودش را به هوا پف مىكند و مىگويد ببينيم چه ميشه . نجارها باز از دست حاجى امير الدوله باز عرض كرده مأمورين عدليه آمده اسبابهاى خانهء ايشان را حراج كرده و بردند . نوكر محمد حسين ميرزا در امنيه است . يك پول مواجب ندادهاند . امنيهء عراق و چند جاى ديگر تفنگها را برداشته به عوض مواجب فرار كردند . معتضد السلطنه دائى جان بيكار [ ست ] و سگ مىزند . روز عيد امپراطور روس سفارت رفتم وزير مختار فرمودند از روزى كه غلامباشى را الموت فرستادم و آمده ديگر چيزى از آنجا نشنيدهام ، خوب منظم است . هيچ ميل آمدن طهران را نكنيد . عيال را برده همانجا استراحت كنيد . باقى همه لاطايل است .
--> ( 1 ) - faux به معنى دروغين .